بنویس
بنویس
یه جمله!
بدجوری حالم گرفته شد
گفتم نه من از این عرضه ها ندارم
بیخیاااال(:
گذاشتم تو همون بلاکیا بمونه
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
یکساعتم حرفامو طول نکشید ولی مفید بود!
اون عذاب وجدانی که تا خرخره یقمو گرفته بود ولم کرد!
خیلی پیشرفت کرده
خیلی ازم جلوتره خیلی!
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
تو گوشه ترین نقطه اتاق
یه لیوان چایی تلخ دستمه!
و دارم وبلاگای دوستامو میخونم!
نمینویسم ...
چرا؟
نمیدونم جانم
این روزا حتی استوریم نمیذارم! منی که خوراک استوری و چرت و پرت گذاشتن بودم
الان در تنبلی ترین قسمت ماجرام
سه هفتس دانشگاه تهران نرفتم
دوهفتس دانشکده خودمون!
دانشگاه و دانشکده خونم اومده بیرون
خبر از یار؟
نه جانم((:
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
نه سرکشیدم تو زندگی مردم
نه پشت سر کسی حرف زدم
نه واسم حرف مردم مهم بود
بنظرم دارم به تکامل میرسم!
ای کاش تو بقیه مواردم همینجوری خوب پیش بره
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
هربار کشف یه کافه جدید
چقد خوبه تهران پر کافس
همین انقلاب
اوووووف میدونی چقد کافه داره!
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
اه
اه
اه
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی
فردا میشه روزش !
نمیدونم بهرحااااااااااال
روزم مبااااااااااااارک
با اینکه پرستاریو دوست ندارم ! ولی دیگه پشیمون نیستم بخاطرش
خداروشکر(:
برچسب:
نویسنده: مهتاب جلالی